تلـ ــخ است ندانـی و بخوانند همــ ــه
عشقی که گناهش بشمارندهمــ ــه
پس جـ ــرم بزرگیست نمیدانـ ــستیم
انگار کــه چون آب زلالـ ـنـ ــد همــ ــه

(برای سرمای زمستان)
یخ زد همه ی دار و ندارم بی تو
قطب است تمام ماه و سالم بی تو
سرمای عجیبی است که هنگام فـراق
پــــر میکنــــدم ز روزگــــارم بــــی تــــــــو
برچسب:
نویسنده: سارا رادمنش